MeHdi_
 
 

اگر روزی دانسته و ندانسته

به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی

فقط خود را پسندیدم

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

برای دیگران سبزو برای تو خزان بودم

گناهم را ببخش

  

در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست

 

تنهايي...


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 3:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت