تبليغاتX
تنهایی من

تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم 

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه

 


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 4:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق يـعـني شـادي و ســـرزندگي. عشق يــعني مـنـتـهـاي بـنــدگي

.عشق يـعني سـوخـتـن افروخـتن شـيـــوه دريــا دلان آمــوخــتــن

عشق يـعني سـوزش پـــروانه هـا شورش دل،خون سرخ لاله ها

.عشق يـعني صـوت بـلبـل در بهـار خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار

عشق يـعـني وامـق و عَـذرا شـدن بهــر صــيد دُر سوي در يا شدن

عشـق يـعـني زنــدگــي را سـاختن دل بـه مـعــبــود گــرامــي باختن

عشـق يــعــني در ره او ســربــدار عشق يـعني لـحظه هاي بي قرار

عشق يـعـنـي بــيــسـتون را تاختن چهــره زيـبـاي شـيـريـن ساختن

عشق يعني همچو مجنون سوختن راه و رســم عـــاشــقــي آموختن

عشـق يـعـني يــوسف کنعان شـدن از زلــيــخا هاي دون پنهان شدن

عشق يـعـني جــاودانــي و غــرور درس مـهــرو عاطفه کردن مرور


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 4:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 
MeHdi_
 
 

اگر روزی دانسته و ندانسته

به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی

فقط خود را پسندیدم

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

برای دیگران سبزو برای تو خزان بودم

گناهم را ببخش

  

در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست

 

تنهايي...


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 3:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردا یی وجود ندارد. سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی. امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...اما افسوس که خیلی زودتر از انچه فکر می کردی دیر شده
دوري عشق هاي كوچك را از بين ميبره ولي به عشق هاي بزرگ عظمت مي بخشه مثل باد كه كبريت را خاموش مي كنه ولي شعله هاي آتيش را بزرگتر ميكنه


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 7:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها خوبین؟
دلم خیلی گرفته


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 3:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...هر که با ما بود از ما می گریخت ...چند روزی ست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست... گاه بر روی زمین زل می زنم... گاه بر حافظ تفاءل می زنم... حافظ دیوانه فالم را گرفت... یک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زیاران چشم یاری داشتیم... خود غلط بود آنچه می پنداشتیم


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 3:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان
بهترین وبلاگ ایرونی
JavaScript Codes