تبليغاتX
تنهایی من

Image hosting by TinyPic                                      Image hosting by TinyPic

سلام من یه نفر رو تو دنیا از همه بیشتر دوست دارم هر روز تو آسمونا

دنبالش می گردم وقتی که پیداش می کنم از همه

ستاره ها پر نور تر و زیباتره بعد از تابستون دیگه ندیدمش حالا اونو فقط

چهار شنبه ها تو آسمون می بینم  به همین دلیل هر چهار شنبه به

پاش می  شینم تا اونو ببینم


 

نوشته شده توسط پردیس در شنبه سی ام دی 1385 ساعت 3:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


Image hosting by TinyPic

  دلم بهانه ي ديدار يار مي گيرد


فراق انكه بود غمگسار مي گيرد


بيا بيا كه به رويت نظر كنم يك دم


وگرنه نه جان مرا انتظار مي گيرد


دلم قرار نداره بيا اي قرار همه


ز يك نگاه تو اين دل قرار مي گيرد


بيا اي ليلي عالم ببين كه هر مجنون


سراغ كوي تو ديوانه وار مي گيرد


 

نوشته شده توسط پردیس در شنبه سی ام دی 1385 ساعت 3:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

هيچ کس با من در اين دنيا نبود هيچ کس مانند من تنها نبود هيچ کس دردي ز دردم بر نداشت بلکه دردي نيز بر دردم گذاشت هيچ کس فکر مرا باور نکرد خطي از شعري مرا از بر نکرد هيچ کس معناي آزادي نگفت در وجودم رد پايش را نجست هيچ کس آن يار دلخواهم نشد هيچ کس دمساز و همراهم نشد هيچ کس جز من چنين مجنون نبود در کلاس عاشقي دلخون نبود

Image hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


میخوام تنها باشم تنها بمیرم

                     دیگه از درد و غم آروم بگیرم

                       برم پیدا کنم یه جای خلوت

 

                       بشینم اشک بریزم تا قیامت

 

                    برو ای دل بخواب که وقت خوابه

 

                          سلام تو همیشه بی جوابه

 

                  به تو بی دست و پا از من نسیحت

 

                       اگه عاشق بشی خونت خرابه

 

                چرا ای دل تو این قدر سر به زیری

 

                       به دام این و اون هر دم اسیری

 

                      چرا گول میخوری با یک اشاره

 

                     سحر شد تو هنوز چشمات بیداره


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic

اگه يک کم فکر کني مي بيني زندگي ارزش زنده بودن رو نداره. اگه يک کم بيشتر فکر کني مي بيني زندگي ارزش مردن رو هم نداره. پس هميشه سعي کن قدر چيزي رو که امروز داري رو خوب بدوني. اما اگه خيلي فکر کني مي بيني مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره. هميشه يادت باشه چيزي که امروز داري شايد آرزوي ديروزت بوده و بزرگترين آرزوي فردات


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


Image and video hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

ای نگاهی که نگاهم به نگاهت می نگاهت

با نگاهت به نگاهم بنگاه

که نگاهم به نگاهت می نگاهد ای نگاه ................


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


Image hosting by TinyPicانتظار چه سخت است غروبي که گذشت از دلتنگ‌ترين‌ها بود. چشم‌انتظار آمدنت
 
بوديم و گمان، كه مي‌آيي. حال كه هر كه زورش بيش است حكم مي‌راند و هر كه هر چه وان دارد مي‌كند گمان داشتيم كه موعد آمدنت رسيده است. باريكه غزه به آسمان شكوه برده است انصاف بدهيد! بيراهه گماني بود كه امروز چشم‌انتظارت بوديم؟ پس چرا نيامدي؟!انصاف بدهيد! بيراهه گماني بود كه امروز چشم‌انتظارت بوديم؟ پس چرا نيامدي؟Image hosting by TinyPic


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

 

آري من همان عاشقم ، يک عاشق دلسوخته ، يک

عاشق تنها ....
 

يک کلام عاشقم ولي يک عمر اسير ...
 

اسيري در يک قلب سرخ ...
 

آري من همان مجنون قصه هايم  و يک عمر به

دنبال ليلي چشم به راهم..
 

لحظه هاي سخت را پشت سر ميگذارم و به عشق

ليلايم از هفت آسمان خواهم گذشت ...
 

در جاده ها ، از سختي ها ميگذرم تا به مقصدم که

همان خانه ليلايم است برسم...
 

آري عاشقم ، يک عاشق چشم به راه ، عاشقي
 
که مدتهاست در غم انتظار نشسته است ..
 
در آتش فاصله ها سوخته است ،در گلدان طاغچه

تنهايي ها شکسته است
 
و هماني که تمام درهاي دلتنگي ها بر روي او

بسته است...
 

آري من همانم که به او ميگويند ديوانه .... به او

ميگويند آواره....
 

من همانم که لحظه هايم را به ياد عشقم سپري

ميکنم ...
 
 با ياد او اشک ميريزم و در کوچه دلتنگي ها  نام 

مقدس او را فرياد ميزنم...
 
 فرياد ميزنم تا تمام پنجره هاي خاموش
 
  با فرياد من روشن شوند و بگويند اين ديوانه

کيست؟
 

آري اين ديوانه همان هست که جايش در قصه ها

بوده ...
 
 هماني است که نامش در اين دنيا مانده و يادش
 
 هميشه و هميشه يک عاقل را  نيز مجنون ميکند...
 

آري من همان عاشقم ، يک عاشق دلشکسته ....

 

همان عاشقي که به او ميگويند ديوانه!


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 3:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش

نه آفتاب چون هردوشون مهمون

 زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه

بالاي سرش باشي


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 2:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگه میتونستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی

زمزمه ملایمی به گوش

میرسد و

              تو را دوست دارم محبوب من

 


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 2:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


merry chirtmas and happy

new year


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 2:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام دوستان اگه  پایه اید برید

 به این وب

www.doshmane-boy.blogfa.com


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه پنجم دی 1385 ساعت 2:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان
بهترین وبلاگ ایرونی
JavaScript Codes