تبليغاتX
تنهایی من

اندوه را در چشم هایم موج سواری می

کنی

و دستهام

به هیچ کجا بند نیست

تا لباسهایت را در آوری

روی آن بیندازی

خشکشان بزند

چشمهام

که خر شیطان شده اند

و تو پایین نیامده ای

هیچ وقت

بنشینی کنار من

تا موهایم را بلند...

بگذاری

بریزند روی شانه هات

گریه کنی

آنقدر برایت مرده ام

که نمی دانی کجا خاکم کنی

***

کلاغ به این جای قصه هم نرسید


 

نوشته شده توسط پردیس در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 ساعت 1:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بگو چگونه احساسم رابنویسم که دیگر دلم

از تنهایی و بدون تو بودن خسته

شده....؟؟؟


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 بگو چگونه بعد از این تحمل کنم

لحظات تنهایی را؟ با نوشتن تنهایی

گریه ام می گیرد چه برسد به اینکه

تنهایم بگذاری


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عاشقانه تکیه به شونه هام نکن ،

من از تو افتاده

ترم ما که به هم نمی رسیم ،بسه دیگه بزار برم کی

گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت

کنم حیف تو نیست کنج قفس ،چادر غم

سرت کنم من نه

قلندر شبم، نه قهرمان قصه ها ، نه برده ی حلقه به

گوش ، نه ناجی

فرشته ها من عاشقم همین و بس غصه نداره

بی کسیم،قشنگیه قسمت ما ست، که

ما به هم نمی رسیم


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه

عاشقت بود ، دوسش داشته

باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه داشت ، فقط

بهش لبخند بزن اينطوري هميشه

يه پله ازش عقبتري ، اگه

يه روزي خسته بشه و يه پله

بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشقت را نثار کسي کن که لياقت آنرا

داشته باشد

نه تشنه آن چون هر تشنه اي روزي

سيراب ميشود


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مرگ از زندگي پرسيد: آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟

زندگي لبخندي زد و گفت: دروغ هايي که در من نهفته است و

حقيقتي که تو در وجودت داری


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 3:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


من تنها دو نفر را دوست دارم

مادرم و مادرت

که مرا برای توو

تورابرای من پرورش داد


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 12:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اولین بار که دیدمت لبخندی بر لب داشتی

و نگاهم کردی و گفتی دوستت دارم اما

من لبخندت را با اخم پاسخ دادم و سرت

داد کشیدم ...

دومین بار که دیدمت اشک در چشمانت

دیده می شد با تمام غرورت گفتی دوستت

دارم اما من بی اعتنا خندیدم و گفتم برو ...

سومین بار که نزدم آمدی برایم گل سرخ

آورده بودی و با قاطعیت و اعتماد کامل

گفتی دوستت دارم اما گلت را پر پر کردم و

بی اعتنا عبور کردم وقتی

که برای آخرین بار برگشتم تا نگاهت کنم بر

روی زمین نشسته بودی نظاره گر رفتنم

بودی و گلهایی که پر پر کرده بودم را در

دست داشتی ...  

گذشت .... چند طلوع غروب شد .... چند

عاشق دلشان شکست .. چند پرستو به

خانه هایشان برنگشتند ... تا آن روز که دلم

هوایت را کرد و خواستم 

جواب دوستت دارم هایت را بدهم...  

آمدم .... ماتم برده بود به جای لبخندت ....

به جای نگاه مهربانت ..... به جای دوستت

دارم هایت .... نشانیت را به من دادن

 

بهشت زهرا - ردیف 11 - قطعه 27 -

شماره 63 - جوان ناکام ...... سلام

مهربانم ! برایت گل سرخ آوردم ، اومدم بگم

دوست دارم ولی انگاری خیلی

 

دیر اومدم .... چقدر زود دیــر می شود !!!!

 


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ساعت 7:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 2:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی تو

امید انتظاری تو دلای نا امید مثل دیدن

ستاره تو شبای ناپدید چه غریبونه گذشتن

جمعه های سوت و کور هنوز اما نرسیدی

ای تجلی ظهور با توام با تو که گفتی تکیه

گاه عاشقایی میدونم یه دنیا نوری ساده

ای بی انتهایی


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 2:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 ساعت 7:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


برای فیلم نامه ی عشقت

به این وان قول نقش اول دادی نقش اول را

می دادی

امااکنون...

بدون قهرمان مانده ای

باعده ای سیاهی لشگروبدل کار!!!


 

نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 ساعت 1:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


jmac.jpeg

 


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 2:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


ایننننننننننن جسسسسسسسسسس


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 2:16 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


این عکسه ۲تا جیگرایه منه جوجو و جس


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه پنجم آبان 1385 ساعت 2:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اینم عکسه حسین تهی یکی از

خفن ترین رپرهای ایران

 


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 4:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بگو چگونه بعد از این تحمل کنم لحظات

تنهایی را؟ با نوشتن تنهایی گریه ام می

گیرد چه برسد به اینکه تنهایم بگذاری


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 3:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اینم عکسه

jojo


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه سوم آبان 1385 ساعت 3:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

 


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 5:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


هر بار من سایمودنبال می کنم .خورشید

پشت سرمه از من جلو می زنه و برنده

می شه.ولی هر بار که سایمو دنبال می

کنم وخورشید روبروی منه من برنده می

شم.


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 3:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگه یه روز صبح از خواب پاشودی دیدی تو

یه اتاق تاریک وقرمز هستی وتند تند داری

تکون میخوری یه وقت نترسی ها ..... تو

توی قلب منی تفاوت قلب دختران و

پسران! قلب پسرها مثل پارکينگي است

که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر

در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها

مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک

هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي

بعدي دارد


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 2:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان
بهترین وبلاگ ایرونی
JavaScript Codes