تبليغاتX
تنهایی من

مدرسه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام امروز اخرین روزه

فردا مدرسه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من چند مدت دیگه نمی تونم اپ کنم


 

نوشته شده توسط پردیس در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت 3:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بهو نه قشنگ من برا ی زندگی

اره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چی میکنی با

سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو

واست نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجور ی تو صحن چشام

خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چه بگم جون خودت

بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار

آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت

برسون

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی

کشیدم

حقیقت و واست بگم به آخر خط

رسیدم

رفت و من تنها شدم با غصه های

زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من

آوارگی

نمی دونی چقدر دلم تنگ برای دیدنت

برای مهربونیات،نوازشات،بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم

براهته؟

یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟

من می دونم همین روزا عشق من از

یادت می ره

بعدش خبر می دن بیا که داره دوستت

می میره

روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی

اونجا با کسی؟

بیشتر از این من و نذار تو غصه و

دلواپسی

یه وقت منو گم نکنی تو دود این شهر

غریب

یه سرزمین غربته با صد تا نیرنگ و

فریب

فدای تو یه وقت شبا بی خواب

خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه

چادر شب لطیف تو از روت شبا پس

نزنی

تنگ بلور اب تو یه وقت نا غافل

نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سر

عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای

مهربون

راستی دیروز بارون اومد من و خیالت

تر شدیم

رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر

شدیم

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش می

کنم

به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش

می کن

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صدتا

کتاب

که هر صفحه اش قصه چند تا درد ه و

چند تا غذاب

میگم شبا ستاره ها تا می تون دعات

می کنن

نورشونو بدرقه پاکی خند ه هات

میکنن

یه شب تو پاییز که غمت سر به سر

دل می ذاره

پردیس همون کسی که بیشتر از همه

دوست دار


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 6:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها.چطورین؟

می خوام یه موضوعی مطرح کنم.

می گما نظرتون در مورده تنهایی چیه؟

من خیلی تنهایی رو دوست دارم اما

شلوغی رو هم دوست دارما ولی تنهایی

یه چیزه دیگس.

خوب شما هم نظرتونو در مورده تنهایی

بگین خیلی خوشحال میشم.


 

نوشته شده توسط پردیس در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 ساعت 0:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


چی بگم که خیلی تنهام
میدونی یاری ندارم
چی بگم که غیر غصه
دیگه دلداری ندارم

هیچکسی پا نمی ذاره
به سراچه ی خیالم
هیچکسی نداد جواب
این سوال بی جوابم

هرکی امد دوسه روزی
ازدلم بازیچه ای ساخت
دلم هم مثل عروسک
ساده بود دل به دلش باخت
گله وگلایه ای نیست
بی وفائی رسم عشقه
عاشقها تنها می مونن
تنهائی مرام عشقه


 


 

نوشته شده توسط پردیس در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 3:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام خوبین؟ چه خبرا؟خوب هر کی با

تبادله لینک موافقه این جا توی

 قسمته نظر بگه

ممنون میشم بای


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 0:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


اگر بخواهم پرنده را محبوس 

کنم قفسي به بزرگی اسمان

 می سازم


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 0:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


از اخونده مي پرسن معيار شما واسه

انتخاب همسر؟ مي گه صداقت فاطمه.

عفاف زهرا.صبر زينب. فداکاري سميه.

اندام جنيفر لوپز


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 0:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


قلب زن پرتگاهي است هولناک که

عمق آن را نمي توان حدس زد


 

نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 0:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بابا نظر بدین

مرسی از اونایی که نظر می دن

این گلم تقدیم به اونایی که نظر می دن


 

نوشته شده توسط پردیس در دوشنبه بیستم شهریور 1385 ساعت 0:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تو زندگي اشتباه نکن اگه اشتباه کردي

اعتراف نکن اگه اعتراف کردي التماس نکن

اگه التماس کردي زندگي نکن


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بي تو مهتاب شبي باز از ان کوچه

گذشتم فکر نکن ياد تو بودم کار نداشتم

 ول مي گشتم


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 


 

 agar didi javani bar derakhti tekye

karde.............bezan to

 saresh chon javoon

bayad roo paye khodesh vayse



 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


salam***khili***doset***daram***ye***roz***miam***donbalet***mirim***ye***jaye*** ***ke***daste***hichki***behemon***narese***ghorbanat***

ezraeel

 


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آفتاب را به تو نمی دهم تا خرده خرده

بشکافی اش، و از آن هزار ستاره

بسازی...!!! ماه را به تو نمی دهم تا به

خاطر کوه نور، دریای مروارید را انکار

کنی...!!! ستاره ها را به تو نمی دهم تا

بگویی خوشا شب های بی مهتاب...!!!

آسمان را به تو می دهم تا ندانی که چه

باید کرد...!!!


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به اشک هایت؛ آن مروارید ها که بسیار

عزیز هستند بیاموز که برای هر کسی

نریزند. به گیسوانت ؛ آن موج سیاه بیاموز

که برای هر کسی افشان نشود . به

دستانت بیاموز ؛ به آن دو بیاموز که هر

دستی ارزش لمس کردن را ندارد. به قلبت

بیاموز همیشه عاشق باشد و عاشق هر

کسی نباشد.


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 9:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد؛ به 

چشمانت بیاموز که به چشم به راه بودن عادت نکند ؛

بیاموز که به در خیره نماند . به چشمانت بیاموز که برای

هر کسی بیخواب نشود. به زبانت بیاموز که هر اسمی

ارزش جاری شدن ندارد . به زبانت بیاموز به هر کسی

نگوید دوستت دارم . به لبانت بیاموز هر لبی ارزش

بوسیدن ندارد. به پاهایت بیاموز هر راهی ارزش رفتن

ندارد ، به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکن


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 8:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


من امدم همه خوبن

 

 دلم براتون تنگ شده


 

نوشته شده توسط پردیس در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت 8:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting عضو جستجوگر وبلاگهای فارسی زبان
بهترین وبلاگ ایرونی
JavaScript Codes