تنبیه را برای موارد مهم و رفتارهای زیان باری بگذارید که برای خود کودک
و دیگران آزار دهنده و خطرناک است. بدزبانی هم، در بدترین حالت، آزاردهنده
است ولی هیچ تجربه ای در دست نیست که نشان دهد با تنبیه کردن به دلیل بی
احترامی، کودک، مؤدب و محترم می شود. مجازات، تنها ترس را می آموزد و نه
احترام را.
۹. لقب دادن را آموزش ندهید :
گاه والدین، به راحتی همان القاب تمسخر آمیزی را که کودک به زبان می
آورد به سرش فریاد می کشند، برای مثال : «کودن! نمی دانی که نباید به کسی
لقب بد داد». این کار به کودک اجازه می دهد تا همان کلماتی را که شما
استفاده می کنید، به کار ببرد. خشم خود را کنترل کرده و به او توضیح دهید
که چه طور و چرا این قدر عصبانی شده اید.
۱۰.به دلیل لقب دادن، کودک را تنبیه نکنید:
اگر کودک را به دلیل لقب دادن مجازات کنید، هرگاه از او دور باشید از
این واژه ها استفاده می کند. اعمال مجازات شدید برای درمان بدزبانی به کودک
می آموزد که چگونه کاری را پنهان انجام دهد.
۱۱. از به کار بردن القاب طنز آمیز و خودمانی پرهیز کنید :
از صدا کردن کودک خود با القایی که گاه به دلیل احساس صمیمی بودن از آن
ها استفاده می کنید ولی نمی خواهید او برای صدا کردن دیگران از آن ها
استفاده کند، اجتناب کنید. به عنوان مثال گفتن کلمه وروجک یا شیطون، می
تواند به دلیل تقلید کودک از شما استفاده شود.
۱۲. اجازه ندهید به کودک، القاب بد بدهند:
راه های مطلوبی را به کودک پیشنهاد کنید تا زمانی که دیگران به او لقب
می دهند، از طریق آن ها واکنش نشان دهد. برای مثال بگویید «وقتی دوستت با
اسم بدی شما را صدا زد، به او بگو تا موقعی که اسم بدی شما را صدا زد، به
او بگو تا موقعی که اسم خودم را صدا نکنی با تو بازی نمی کنم و جواب تو را
نمی دهم.»
۱۳. اسامی بد و خوب را برای کودک مشخص کنید:
به طور دقیق برای کودک توضیح دهید که از چه نام هایی نباید استفاده کند.
تنها در این صورت می توانید از او انتظار داشته باشید که لقب های «مجاز» و
«غیر مجاز» را بشناسد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:10  توسط شهرداد
|
نگاهی به فیلم شیرین اثر عباس کیارستمی
چرا باید فیلم های عباس کیارستمی را با این سبک و ساختار بی وجه و
مالیخولیایی، همچنان ببینیم و دنبال کنیم؟ اگر این کارها زمانی مثل دو دهه
پیش از ایشان بعید نبود و بدیع می نمود، اما حالا دیگر و در این سن و سال،
نه تنها بعید بلکه ابعد است. هرچند استاد به این نصایح دلسوزانه و
خیرخواهانه هرگز توجهی نداشته و یا داشته و عکس العملش، لجبازی بوده یا
نهیلیسم یا … نمی دانیم! بگذریم.
یک عده بازیگر زن سینمای ایران، نشسته اند جلوی دوربین و زل زده اند
به روبه رو و دارند ظاهرا یک نمایشنامه تصویری یا حکایتی یا چیزی از این
دست را می بینند می بینند؟! و ما به عنوان تماشاگر باید کلا و در تمام مدت
فیلم، این ها را ببینیم!.
همین! این یعنی فیلم اخیر استاد کیارستمی که بار دیگر شاهکاری که البته
متاسفانه یک ایراد دارد و نمی شود فهمیدش و اینکه اصلا چرا و چطور و چگونه
و… را تحویل جهان معاصر و مردمانش داده و خیلی هم لطف و عنایت تکه پاره
فرموده!.
«شیرین» ساخته عباس کیارستمی بالاخره پس از کش و قوس های فراوان درگروه
سینمایی مخاطبان خاص، اکران شد. فارغ از اینکه اکران این فیلم تا چه حد
بتواند با مخاطب خاص ایرانی ارتباط مضمونی و ساختاری پیدا کند و گذشته از
اینکه در فضای کنونی تولید و نمایش سینمایی ایران آثاری همچون «شیرین» چه
جایگاهی را می تواند از آن خود کند، باید گفت که فیلم یکی از تجربی ترین
آثار کارنامه عباس کیارستمی است که البته می توان نشانه های روشنی از تجربه
های پیشین او را درآن یافت، از فیلم های سال های دور همچون «مشق شب» گرفته
تا آثار متاخرش.
اما فیلم «شیرین» به لحاظ فرم، یک اتفاق در سینمای ایران محسوب می
شود،اتفاقی که به نظر می رسد بیشتر ناشی از بازی های فرمی و شیطنت های پست
مدرن سازنده اش باشد تا یک جست و جو و تکاپوی واقعی در حوزه هنری سینما.
فیلم «شیرین» قطعاً امکان برقراری ارتباط با مخاطب عام ایرانی را ندارد و
یکی از نشانه های مهم اکران آن در گروه سینمایی خاص به نوعی تسلیم شدن
پیشاپیش در برابر این واقعیت انکارناپذیر است.اما درگذر از این حقیقت آنچه
مهم تر است رسیدن به این نکته است که فیلم «شیرین» فارغ از این حواشی و
مباحث غیر مرتبط با متنش تا چه اندازه درحوزه زیبایی شناسی بصری سینما و
تلاش هایی که منجر به تولید یک اثر قابل دفاع سینمایی شود، قابل مطالعه و
بررسی است.
حقیقت آن است که «شیرین» درحوزه سینما و با درنظرگرفتن مؤلفه ها وشاخصه
های این هنر بصری اثر قابل دفاعی نیست؛ چراکه اصول اصیل این مدیوم هنری را
رعایت نکرده و اساساً بر مبنا و اساس فرم سینمایی بنا نشده است و بیشتر یک
تجربه مبتدیانه و اولیه و نوآموز درحوزه بازی های فرمی است و از میزانسن
سینمایی درآن خبری نیست. گرچه حتی از جهت این به اصطلاح خلاقیت بصری نیز
فیلم «شیرین» تنها، تکرار آثار پیش از خود است که با مرور تاریخ سینما به
نمونه های اصیل، مبتکرانه و خلاقانه اش می رسیم.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 11:37  توسط شهرداد
|
عوامل موثر در شکوفایی خلاقیت
فراهم آوردن زمینه های مساعد و تدارک لوازم بازی های دلخواه و ساده ، می تواند خلاقیت فرزندان را شکوفا سازد . مانند:
بازی های فکری، حل معما و جدول، تبدیل وسایل خراب و بی مصرف به اشیاء مفید
تزئینی، انواع و اقسام کارهای دستی، نقاشی، ترکیب رنگ ها، خلق شکلی جدید در
نقاشی وهنر ، مطالعه ی زیاد و… تمرین های مناسب برای شکوفایی خلاقیت می
باشند.
خلاقیت همچون گل لطیفی است که تحسین، آن را به شکوفایی وا می دارد. در حالی
که مایوس کردن ، غالبا آن را در غنچه می خشکاند. تشویق در خانواده ، با
ارزش تر از هر جای دیگری است.
والدین قبل از ابراز کم ترین اظهار دل سردکننده درباره ی کوشش های خلاق
کودک، باید تعمق کنند. تشویق، وقتی بسیار کارساز است که مستقیما به فرد
اظهار گردد، حتی موقعی بهتر خواهد بود که نزد دیگران ابراز شود و کودک آن
را تصادفا بشنود.
در کنار خانواده، مدرسه نیز نقش مهمی در شکوفایی خلاقیت کودکان دارد،
عواملی چون عدم شناخت یا بی توجهی به ویژگی های کودکان خلاق ، سبب می شود
که قدرت خلاقیت آنان به تدریج کاهش یابد .
به همراه خانه و مدرسه، رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون را نمی توان
نادیده گرفت. تلویزیون ، فرد را وادار نمی سازد در پی جستجو و کاوش برود ،
زیرا دیگر جای تلاش برای خود نمی بیند . زیرا تبدیل به گیرنده ی منفعلی می
شود که هرچه به او می دهند ، می پذیرد ؛ چون قدرت دخل و تصرف و تغییر ندارد
. بنابراین در رابطه با کودکان و پرورش خلاقیت ، باید در استفاده از
تلویزیون ، نظارت آگاهانه وجود داشته باشد.
در نهایت باید تلاش شود که خلاقیت های بالقوه در نزد کودکان و نوجوانان
شناسایی شده ، فرصت های لازم برای رشد و توسعه ی آن فراهم گردد. در نیل به
این هدف نیز بها دادن به تخیل کودکان و حساس بودن نسبت به آن فوق العاده
مهم است. اگر تخیل و آگاهی با هم توام شوند، زمینه های خلاقیت و
نوآوری به معنی دقیق آن فراهم می گردد. مهم ترین وظیفه و رسالت والدین
ومربیان در ارتباط با پرورش قدرت تخیل کودکان ، ارائه ی اطلاعات لازم و
مفید و همراه نمودن فعالیت تخیلی کودکان با شناخت و آگاهی و فعالیت های
تجربی است .
مسلما اگر کودکان صرفا غرق در تخیل شده اند، از واقعیات زندگی دور
مانده و تمایل به گوشه گیری و انزوا داشته باشند، نمی توان از آنان تفکر
خلاق و مولد را انتظار داشت . بنابراین ارزشمندی تخیل ، در هدایت و پرورش
آن است ؛ و هم چنین : واداشتن به کنجکاوی و کنکاش های ذهنی، احترام به
سوالات عادی و غیر عادی ، احترام به عقاید و ارزش دانستن آن ، تدارک فرصت
های مناسب برای یادگیری مبتکرانه ، تشویق و قدردانی از ابتکار ،… همه و همه
جزء وظیفه ی ما است .
اگر والدین گرامی نتوانند شرایط و زمینه ی مناسب را برای پرورش خلاقیت
فرزندشان مهیا نمایند و قدرت متعادل سازی شخصیت آنان را نداشته باشند ، سبب
مرگ خلاقیت در فرزندانشان می گردند و به جای پروراندن شخصیتی بالنده و
خلاق ، شخصیتی سرخورده و منزوی تحویل جامعه می دهند.
در ادامه ی مقاله ، موانع موجود در برابر تفکر خلاق را مورد بررسی قرار می دهیم:
موانع موجود در برابر تفکر خلاق
- نحوه ی نگرش دانش آموزان و معلمان- کمبود پشتکار و تحمل اندک دانش آموزان.
- محدود کردن کنجکاوی کودکان.- سرکوب خیال بافی کودکان.- تاکید بسیاربرنمره ی امتحانی.
- تاکید زیاد برمهارت های کلامی.- تاکید بسیاربر پیش گیری و رقابت.- تاکید بیش از حد به نقش جنسیت.
- تاکید بسیاربر دروس نظری .
چگونه می توان موانع موجود برسر راه تفکر خلاق را برطرف نمود؟
در زندگی روزمره ، وجود “موانع ” چه به صورت بارز و چه پنهان ، اغلب لازم
است . زیرا می توانند برای امنیت ما مفید واقع شوند. محیطی که کلا خالی از
موانع باشد، خطرناک است. همان گونه که ما برای حفظ خود، به نرده و پل و
سایر وسایل ایمنی نیاز داریم ، از نظرروانی نیز برای تامین امنیت خویش به
برخی محدودیت ها محتاجیم .
اگر یک قسمت از زندگی کودکی به خوبی پیش نرود، او اغلب احساس شکست کامل می
کند. مثل موقعی که نتواند در تیم ورزشی انتخاب شود، یا نتواند نقشی در یک
نمایشنامه به دست آورد. بنابراین، این مساله مهم است که معلم به دانش
آموزان کمک کند تا بر تعداد زیادی از جنبه های زندگی خود واقف شوند.
احساسات کودک را درباره شکست های به خصوص نباید نادیده گرفت و مورد تمسخر
قرار داد. باید او را درک کرد و قبل از این که چیزی مطابق دلخواهش صورت
گیرد، به شایستگی با آن برخورد نمود. درک احساسات کودک می تواند با یک جمله
ی ساده صورت گیرد. از قبیل:« به نظر می رسد برای این که تو را در تیم
ورزشی نپذیرفته اند، خیلی ناراحتی !» . این برخورد ، به کودک امکان خواهد
داد تا درباره ی مشکل خود به طرز بهتری برخورد کند.
هیچ چیز موثر تر از آن نیست که احساس شکست را در یک جنبه ی زندگی از طریق موفقیت در جنبه ی دیگر جبران کنیم .
بنابراین موقعی که یک کودک ازچیزی در رنج است ، باید کاری کنید که هر چه
زودترتجربه ای موفقیت آمیزبرایش فراهم آورید و نیز اگر کودک از استعداد
ویژه ای برخوردار است ، سعی کنید آن را بزرگ جلوه دهید .
اگر کودک بداند که اثرات شکست مدتی طولانی باقی نمی ماند، خواهد آموخت تا
چگونه با شکست های خود برخورد کند . اگر بگذارید که شکست او برای مدتی
طولانی ادامه پیداکند ، بی شک اثرات منفی آن به تصوری که نسبت به خود دارد
نیز سرایت خواهد کرد.
اگر کودک با موفقیت های گوناگون احاطه شود، شکست هایش ممکن است تبدیل به
قسمت کوچکی از کل تجربه ی او گردند . در نتیجه یاد خواهد گرفت تا شکست های
گاه و بیگاه را به عنوان قسمتی از زندگی خویش بپذیرد و از این که در مواقع
گوناگون دست به عمل بزند ، ترسی نداشته باشد و در واقع باید تشویق شود تا
به چنین کارهایی دست بزند .
چگونه مشوق استعداد سرشارکودک خود باشیم ؟
** وقت آزادی را برای بازی در نظر بگیرید و همیشه مزاحم کودک خود نشوید، بیش تر مشاهده و کم تر دخالت کنید.
** زمینه های فعالیتی را فراهم آورید که در آنها می توان ترتیبی داد تا کودک بیشتر تشویق به دخالت و درگیر شدن گردد .
** به جای اسباب بازی های پیچیده ، اسباب بازی های ساده ای تهیه کنید که با قوه ی تخیل کودکتان تکمیل شود .
** کودک خود را به بازی در بیرون از منزل تشویق کنید تا با دنیای طبیعت در
تماس باشد و فرصتی برای بازی با شن ، خاک، آب و هوا داشته باشد .
** نمونه هایی از کارهای واقعی در اختیار کودک خود بگذارید تا بتواند از
آنها تقلید کند؛ اجازه دهید در گردگیری، شستن ظرف ها و پخت و پز به شما کمک
کند ؛ این فعالیت ها جزیی از بازی های او می شوند و به او کمک می کنند
چیزهایی در مورد زندگی بیاموزد.
برای کودک خود داستان بخوانید، به خصوص داستان های علمی- تخیلی . ( زیرا
داستان ها ، تصاویر پرورش دهنده ای را که سنگ بنای قوی تخیل اوست مهیا می
کنند)
** امکان فعالیت های هنری را به کودکتان بدهید . امکان می دهد تا احساسات
خود را به راحتی اظهار کند، مثل نقاشی با انگشت، قلم مو، یا اسفنج، با
استفاده از رنگ های جذاب و درخشان . این کار نه تنها به کودکتان کمک می
کند احساسات خود را بیان کند، بلکه چیزهایی در مورد رنگ ها به وی می آموزد.
** به کودکتان بیاموزید، افکار، کشفیات و سئوالات خود را روی کاغذ یا نوارهای صوتی یا تصویری ضبط کند .
** برای کودک خود داستان بخوانید، به خصوص داستان های علمی- تخیلی . ( زیرا
داستان ها ، تصاویر پرورش دهنده ای را که سنگ بنای قوی تخیل اوست مهیا می
کنند) .
** میزان وقتی را که کودک شما صرف تماشای تلویزیون ، نوارهای ویدیویی و فیلم می کند محدود کنید.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 11:25  توسط شهرداد
|